تو نقاشی ترین دلخاه هستی
پلنگی در کمین هرگاه هستی
شدم زخمی من از زیبایی تو
به طرزی وحشیانه ماه هستی
شهراد میدری
پر و پرپر.. غم شادی بسازی
فراز شهر، آبادی بسازی
پرنده ! تخم داری لانه ات را
بروی برج آزادی بسازی؟؟!
شهراد میدری
نه برج کنترل، نه اشتباهی
نه می ماند معطل هیچ گاهی
پرنده نقص فنی حالی اش نیست
ندارد با خودش جعبه سیاهی
شهراد میدری
غروب و هق هق و سیگار هستم
پُر از پتکم ، پر از تکــــــرار هستم
من اردوگــــــــــــــــاه اجباری کارم
خودم هم از خودم بیزار هستـــــم
شهراد میدری
از آتش کار دارد میکشد ، آه..
عذاب انگار دارد میکشد ، آه..
تمام بنده ها کردند ترکش
خدا سیگار دارد میکشد ، آه
شهراد میدری
در آزادی چه غوغایی ست امشب
نبرد پُر تماشایی ست امشب
لبت پیروزی ، استقلال چشمت
چه شهرآورد زیبایی ست امشب
شهراد میدری
در این حال و هوای آخرین بار
بیا با چشمهای آخرین بار
در آغوشم بگیر و یک دل سیر
مرا بو کن برای آخرین بار
شهراد میدری
حسابی دوستدار عام و خاص است
همه ورد زبانش حمد و ناس است
رییس بانک امانت دار خوبی ست
فقط گاهی به فکر اختلاس است !!!
شهراد میدری
ته دره مه آلـــــــــــــود خیال است
هوا نم نم، هــوا اشک زلال است
"حمیرا" و من و ماشین و چالوس
دلم ابری تر از راه شمـــــال است
شهراد میدری
به تو خیره نمی مانند امسال
زبانت را نمی دانند امسال
چه کردی کوروش من ؟! بچه هایت
تو را دیگر نمی خانند* امسال
شهراد میدری
مشخص نیست تا کی این روالش
دعا؟ نه، گریه؟ نه، دل؟ بیخیالش
جهان تعطیل، ما تعطیل تعطیل
خدا رفته به ویلای شمالش
شهراد میدری
چه آزاد و رها، خوشبخت بودیم
کیانی تاج و اطلس رخت بودیم
عرب در ریگها خر می چرانید
همان روزی که ما بر تخت بودیم
شهراد میدری
چه شبها در کف یک زنگ بودم
اسیر خاطرات سنگ بودم
به زیر خاکها آنتن نمیداد
وگرنه آنقدر دلتنگ بودم..
شهراد میدری
دو دستش روی چشم و پشت بر ماست
اشاره کردنش انگشت بر ماستصدای کیست توی باد هر شب؟
صدای گریه ی "زرتشت" بر ماست
شهراد میدری
به روی میز، آن را وا نکرده
سرش را لحظه ای بالا نکرده
نوشتم برگ استعفای خود را
خدا زیرش هنوز امضا نکرده
شهراد میدری